محمود احمد احوازي

مبارزه ملل در راه رهائى(1)

جبهه ملل تحت ستم ملي، از تئوري به عمل

از اواسط 2003، سازمانهاى سياسى ملل تحت ستم ملي در ايران حركت تازه ای را در مبارزه خويش براى آزادي وحقوق ملي آغاز نمودند وأن همكاري ومبارزه مشترك أنهاست كه در اين رابطة نشست اوليه ای بين چهار سازمان سياسى جبهه دمكراتيك مردمى ملت عرب احواز، دعوت كننده، حزب دمكرات كردستان ايران، جبهه متحد بلوچستان وکنگره جهانى آذربايجانيها كه در جلسه اول بعلت مشكلات سير غايب بود) را ترتيب دادند.  پس از اولين تماس ونشست، سازمانهاى سياسى مختلف ملتها جلسات مشورتى وتمهيدي خود را كه  بالغ بر 7 نشست بود ادامه داده كه معمولا نشستها با حضور نمایندگان سازمانهاى سياسى، كه عمدةا مقيم در انكلستان بودند در لندن تشكيل وتعداد سازمانهاى مشارك خلال 18 ماه تماس ونشست به 13 سازمان وحزب سياسى رسيد. همگی  ضرورت همكارى سازمانى ومبارزاتى را پذیرفته وآنرا متعهد گردیدند وبرنامه مشترك اولية آنرا امضاء نمودند.

پس از نشستهاى مقدماتى اشاره شده مجموعه سازمانها بر يك نشست در سطح رهبرى توافق واولين نشست رسمي سران سازمانها واحزاب سياسي ملتهاى تحت ستم در18 ژانویه 2005 در هتل هيلتون کنزیگتون لندن با حضور ومشاركت 15 سازمان  سياسي غير فارس تشكيل شد.  تشكيل اين كنفرانس، نقطه عطف بسيار مهمى در مبارزه سياسى ملل غير فارس در ايران محسوب مى شود وآن به دليل حضور اين تعداد از رهبران سازمانهاى سياسي ملل مختلف كه بعضي از مناطق مبارزاتى خود براى حضور به لندن مسافرت  كرده اند ونيز بدليل اينكه اين اجتماع براى اولين بار با اين سطح واين عدد در تاريخ 80 سال مبارزه منفرد ملتها وسازمانهاى سياسيشان تشكيل مى شود. اين موفقيت بزرگ وقتی بیشتر نمایان می شود که متوجه شویم سياست هاى نظامهاى شوونيستى در ايران هميشه بر اصل" تفرقه بينداز وحكومت كن" بنا شده وهميشه براى سركوب ملل مختلف از فرزندان دیگر ملل استفاده نموده است.

در كنفرانس لندن، سازمانهاى سياسى بر اثر اختلاف نظربريك نقطة مهم، به دو گروه تقسيم شدند كه اين اختلاف پس از پایان نشست بيشتر نمايان گردید و باعث بوجود آمدن دو جبهه از اين مجموعة شد يكى  " كنكرة ملل ايران فدرال" است كه پس از نشست موفقيت آميز هتل هيلتون كه 11 سازمان سياسي در آن به حق تعيين سرنوشت ملل اقرار كردند، تعدادى از سازمانها كه توسط يكى از أنها به يك نشست دیگری دعوت شدند ودر آن نشست ونشستهاى بعدي أين گروه نام " كنكره ملل ايران فدرال" بر خود گذاشت. مهمترين اختلاف "کنگره ملل ايران فدرال" با سازمانهاى دیگر که عمدتا  سازمانهاى سياسى عضو "جبهه ملل تحت ستم ملي" هستند عبارت است از قبول کنگره وتعهد آن به حفاظت از تماميت ارضي ايران وتشكيل دولتي فدرال در چهارچوب ايران فعلي است ولو اينكه اعضاء اكثرا اعضاء آن جبهه حق به حق تعيين سرنوشت ملل معتقدند ولى در يك چهارچوب مشخص ومحدود و أن چهارچوب ایران. در صورتيكه جبهه ملل تحت ستم ملي به حق تعيين سرنوشت كامل ملل ورسيدن آنها به استقلال بر اساس موازين بين المللي بدون قائل شدن هیچگونه قدسيتى براى مرزهاى ايران فعلى ايمان كامل دارد. اين اختلاف باعث شد كه نيروى ملل تحت ستم به دو جبهه تقسيم ودر دو محور مختلف عمل نمايند.

پس از نشست طوفانى ژانویه 2005 لندن ونشستهاى متعدد سازمانهاى سياسى ملتها در پارلمانهای  كشورهاى مختلف، در نشست اوت امسال در پارلمان برلين آلمان، راديكاليزه شدن حركت ملتها كاملا مشهود بود بصورتيكه در اين كنفرانس احزاب وسازمانهاى عضو گروه فدرال ايران، موضوع حق تعيين سرنوشت ملل را نفي نكرده واضافة برآن بعضي از آنها بحق ملتها در رسيدن به استقلال كامل خويش اذعان وآنرا حقى انسانى وسياسى دانست. اگر اين تحول بزرك در سياست واستراتژی این سازمانها - ولو اینکه بیانیه نهایی کنفرانس را بخاطر وجود کلمه " شوونیسم فارس" ، امضاء نكردند- را دركنار استراتژی "جبهه ملل تحت ستم ملى براى تعيين سرنوشت"  قراردهيم متوجه مى شويم كه نشست برلين ألمان كه در آن بيشتر  احزاب و سازمانهاى سياسي ملتها شركت نمودند وبدنبال آن، دو نشست سبتمبر امسال تورنتو واتاوا  كانادا، موضوع حق تعيين سرنوشت واستقلال ملتها مورد توافق اكثريت سازمانهاى ملل تحت ستم قرار گرفت. اين موفقيتها نشانه آنست كه حركت ملى ومبارزه مردمى ملتهاى مختلف در ايران وخصوصا انتفاضة 15 ابريل سال گذشته احواز وتظاهرات كردستان وآذربايجان جنوبى  در اين سال وفعاليت سازمانهاى سياسى استقلال طلب  پس از كنفرانس لندن، تأثير خود را بر كل حركت سياسى ملتها گذاشته است. نتيجة اين تحول اين است كه "جبهه ملل تحت ستم ملى براى تعيين سرنوشت" پس از نشست اخير خود در كانادا، از يك مرحلة تئوريكي ساخت وبناء به مرحله عمل وتأثير منتقل گردیده که انتظار میرود اين جبهه بزودى بتواند بعنوان نيروى عمده تغيير ريشه اى در ايران باشد، كه پایه هاى لرزان امپراطوری خونين وغير انسانى فعلي را بالنهاية به زباله دان تاريخ خواهد انداخت وشوونيزم فارس را با نيروى متحد خود به كرسى حقانيت ملل در تعيين سرنوشت خويش بنشاند ودر عين حال منطقه را كه از مداخله هاى مكرر در شؤون داخلى خويش به ستوه آمده اند  از اين امپراطوری رهائي دهد.

ولى با تمام موفقيتي كه ملتها وسازمانهاى سياسى آنها در تشكيل جبهه وبناى تئوريكى آن كسب نمودند، هنوز درمرحلة اوليه  عمل مشترك و مؤثر خود هستند وبراى رسيدن به موفقيت رهبرى مبارزه براى سرنگونی  رژيم فعلي واعلام حق تعيين سرنوشت واستقلال اعضايش ورسيدن ملتهاى عضو به حقوق ملي وانساني خويش، جبهه بايد از مرحله پایه گذاری وتشكل به مرحلة عمل منتقل ووارد مبارزه جدى در دو ميدان عمده مبارزاتيش يعني ميدان بين المللي وكسب مشروعيت در آن وميدان عمل مبارزاتى مردمى در محدوده جغرافيايي ايران وخصوصا در مناطق تواجد ملتها موفقيت كسب نمايد.

در رابطة با فعاليت جبهه در خارج ازايران، سازمانهاى عضو بايد كميته هاى خاص مبارزاتى در سطح جهانى را از ميان اعضاء مؤثر وشناخته شده خويش كه قادر به فتح دروازه هاى بسته دولتهاى بزرك وسازمانهاى بين المللي مؤثرباشند را تشكيل تا اين كميته ها  با اجنده اى سياسى واضح وروشن حقانيت ومشروعيت مبارزاتيش را با توجه به توسعه طلبي نظامى ايران و نفرت جهانى از رژيم حاكم وبا توجه به حمايت جهانى سازمانهاى انسانى از مبارزه ملتها وسازمانهاى سياسي وانساني در ايران، وبا تعيين اولويتهاى مبازراتي واولويتهاى تماس با كشورهاى مختلف اين حركت را هرچه زودتر آغاز نمايند. در اين خصوص بايد از روابط  سازمانها واحزاب سياسى  ملتهاى مختلف عضو جبهه واز روابط شخصيتهاى معروف ملتها در صحنه جهاني استفادة نموده و با دولتها وكشورهاى مختلف از جمله كشورهاى همجوار مثل جمهوريهاى آذربايجان، تركمنستان، تركية، كشورهاى عربي وبلوچها وكردهاى مؤثر در كشورهاى مختلف تماس برقرار كرده وهمجنين از كميته ها وتجمعهاى اين ملتها در كشورهاى مختلف اروپایی وامريكا وكل جهان كه بنوعي به يك لوبي مؤثر تبديل شده اند استفادة چیست

جبهه همچنین بصورت منفرد توسط اعضاء خود يا بصورت جمع ومؤسساتي ضمن استفادة از كارشناسان حقوق بين المللي خودي وغير خودي دست به يك ضد حمله سياسى – تبليغي عليه عناصر جنايتكار نظام در داخل ودر صحنه جهانى زده وپرونده های  جنايتكاران رژیم وجنايتهاى آنها را برملا و به محاكم بين المللي إرائه  دهند ضمن اينكه از وجود اين كارشناسان  در سطح جهانى براى اثبات حقانيت مبارزاتي ملل خود با استفادة از قوانين بين المللي مدافع حقوق ملتها وحقوق انساني بصورت عام استفادة نموده وسعي در تثبيت مشروعيت مطالبات انسانيش براى رسيدن به حق تعيين سرنوشت ملتها عمل كند.  

جبهه در صحنه بين المللي بايد  پشتیبانی جهاني را در كنار خود داشته باشد ودولتهاى بزرگ موثر را به خطر واقعي صادره از ايران فعلي براي صلح وامنيت منطقة وجهان آگاه ومستدلانه ثابت نمايد كه تنها راه رسيدن به صح وأرامش در ايران ومنطقة،  آزادي ملتها از امپراطوری بوسيده ايران است واعضاء وكميته هاى جبهه بايد فعالانه كوشيده تا ثابت نمايند كه تفكيك ايران به سود صلح جهاني وبسود ملتهاى منطقة است وترس كشورهاى مختلف از خونريزي در راه آزادي ملتها در ايران تبليغات نظام آنرا تقويت كرده وسازمانهاي عضو جبهه وكميته هاى متفرع از جبهه بايد با ارائة افكار مترقيانة وبا همكارى برادرانه بين خود ثابت نمايند كه ملتها بين خود وبا ملت فارس هیچگونه دشمني نداشته وفقط براى رسيدن به حقوق انساني وملي و أزادي ملتهاى خود مبارزه مترقيانه خويش را بدور از خونريزى وعمليات تروريستي ودر چهارچوب ومطابق با قوانين بين المللى ضامن حقوق ملل در تعيين سرنوشت خود وقوانين حقوق بشر بصورت عام دنبال مى كنند.

با توجه به شناخت جهانى از نظام ترور وارعاب در ايران وپرونده های مختلف نظام حاكم در اين رابطة جبهه بايد تحرك وسيع ومؤثري را در سطح بين المللي داشته وبا حضورهيئتهاى مختلف تابع جبهه در تمامى مؤسسات وسازمانهاى رسمي وغير رسمي كشورها آنها را از آينده غير مستقر ايران وحتميت تفكك اين  امپراطورد پوسیده با وجود مبارزه وسيع ملتها براى حقوق شرعي خويش آگاه وغير فعال بودن وغير عملي بودن هرگونه راه حلي بدون ضمانت وتأمين حقوق ملتها وخصوصا حق تعيين سرنوشت واستقلال  را با توجه به مبارزه 80 ساله ملتها توجيه ودر مجموعة هاى تصميم گیرنده دولتها ترسيخ نمايند.    

از جهتي مبارزه سازمانهاى عضو جبهه در داخل نيز نياز به يك استراتژى واضح وروشن دارد وضرورتا تاكتيكهاى مناسب هر منطقة بايد با دقت انتخاب وهمكارى همه سازمانها وملتها در رودر ورويي با سلطة مركزي ضروري وبايد در مناطق مختلف ملتها، همه ملتها درشمال وجنوب وشرق وغرب همكارى سازمانى ومردمى حاصل شود.

مسلما هيجيك از سازمانهاى عضو جبهه توقع ندارند كه تحرك سياسي ورودر رويي با نظام را در مناطق مختلف ملتها در يك سطح مشاهدة نمايند واين بدليل اختلاف مبارزاتى متأثر از اختلاف مناطق از نظر جغرافيايي وتغييرات اجتماعي وآگاهی ملي وقدرت تشكلهاى سياسي در ايجاد تغيير در مناطق خويش وهمچنین تأثير تبليغات نظام بر اقشار مختلف مناطق است. اين موضوع بسيار حائز اهميت است كه سازمانهاى مختلف همأهنگی لازم را بين مناطق مختلف ملتها بوجود آورده كه هر ملتي تاكتيكهاى مبارزاتي مناسب منطقة خويش را اعمال نمايند وبا اين شكل از مبارزه ملتها خواهند توانست در كنار هم وهماهنك باهم حركت كرده ومبارزات خود را دنبال كنند. در اين رابطة مى توان گفت كه مبارزات ملل عرب، كرد وترك آذربايجان وارد مرحلة مبارزات مردمى شده وبا كوشش سازمانهاى سياسى آنها و برنامه تهييجي حساب شده مى توان اين ملتها را آماده اعتراضهاى عمومى وتظاهرات خيابانى  كرد ولي در بعضي مناطق دیگر هنوز آمادگی تا اين حد وجود نداشته ومبازره يا هنوز مسلحانه ومنعزل از حركت وسيع مردمى ادامه دارد يا هنوز نياز به كار فرهنگی-سياسي دارد تا به مرحله حركت سياسي مردمى منتقل شود، اين بمعناى اين است كه جبهه ملل تحت ستم براى رسيدن بأهداف خويش سعي نمايد تا همآهنگی لازم را با تمامى مناطق ملتها وحتى ملتهاى غير عضو جبهه مثل گیلکی، مازندراني، بختياري، ولرهاى مناطق مختلف مركزى وجنوب بوجود آورد وبراى اين منظور فرصت كافي براى آماده كردن اين مناطق در نظر بگیرد .

نيز سازمانهاى سياسى ملل عضو بايد مرحلة تكوين وتشكيل تجمعات مدنى ملل خويش را با جديت دنبال نمايند. سازمانها مدنى مى توانند در آينده بعنوان اهرمهاى بسيار مهم حركت آينده در ميان ملتها عمل نيمايند. اين تجمعات كه شامل اتحادية هاى دانشجويي ملي، سازمانهاى زنان ملي، اتحادية هاى اصناف مختلف مثل پزشکان، مهندسان، دانش آموزان، بازنشستگان، فعالان سياسى ومبارزان دوره هاى گذشته ، مبارزان جوان،پرستاران وبهداشتيان وغيره هستند علاوة بر اينكه در زمان مبارزه روز مره بعنوان  پشت جبهه سازمانهاى سياسي عمل خواهند كرد  در آينده مى توانند سازمانها وسنديكاهاى ملي وميهني كشور آينده خويش را بعد از تجربه مبارزاتي عملي وتعميق ميهن دوستي  وميهن پرستی كه طي كرده اند بنا نمايند.   

ودر نهايت، البته تمامى مبارزان ملتها آگاهند كه اين مقال بعنوان يك استراتژی مشترك ملتها وجبهه ملل نوشته نشده بلكه بعنوان آجري واحد از بناى سترك آينده ملتهاست كه مبارزان ملل مختلف با باز كردن مطالب مختلف در اين رابطه ونوشتن مقالات آكادميك وتخصصي به زبانهاى ملي وبه زبان فارسي اين استراتژی را غني نموده تا از جهتى بصورت يك استراتژی مشترك مورد عمل قرار گرفته تاثير گذار باشد وهم ملتهاى ما را با ضرورت تحرك همأهنك وهمكارى مشترك اگاه وانها را برى انتقال به مرحلة آينده مبارزاتى ملتها كه مهمترين  نقطة روشن آن همكاري مبارزاتي أنهاست آماده نمايد.

 

محمود احمد احوازي

‏2006‏-10‏-04